پارت صد و چهارده :
فصل چهل
چهار ساعت گذشته و هنوز آن مردک جواد نام نگفته بود متین کدام قبرستانی است. رضا بهتر شده و مکان هایی که در این مدت متین طبق یک الگو درونشان رفته بود را گزارش داده بود. نگهبانهای طلوع همه از کارکشتهترینها بودند که به این مکانها عازم شدند. اما هربار دست خالی بازگشتند.
حالا، طلوع کفری از دست سجاد روی مبل جلوی آشپزخانه نشسته و سجاد، روی صندلی پشت میز غذاخوری نشسته و ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
مثل فرشته نجات پیداش میشه
۱۶ دقیقه پیشآیلار
0اگه سجاد اخرش با طلوع بمونه خب زندگیش که بر باد میره
۱ ساعت پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
یعنی الان بر باد نرفته؟
۱۶ دقیقه پیشآیلار
0امکانش هست متین عاشق بهارشه؟!! وای😂ترکیش کنیم
۱ ساعت پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
بعد ازش بچه دار بشه
۱۶ دقیقه پیشآیلار
0حالا تا سه روز دیگ چیکار کنیم..؟ 🫠🫠
۱ ساعت پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
هرچی زودتر به 30 تا برسه منم زودتر پارت می ذارم
۱۷ دقیقه پیشهستی
0ولی سجاد قراره چه چیزایی تجربه کنه بعد پیدا شدن بهار..🤣🤣🥱چیزی نیست،چیزی نیست🤣🤣
۱ ساعت پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
احتمالا به پماد نیاز پیدا کنه
۱۷ دقیقه پیشهستی
0کاش این متین تیکه تیکه بشه دوست دارم خفش کنم🙂مرتیکه نحس،چی میخوای از جان این بچه ها..
۱ ساعت پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
خودشون رو می خواد
۱۷ دقیقه پیشآیلار
0چقدر دلم میخواد برم دوتا بزنم تو دهن طلوع و سجاد که انقدر نزنن تو سر هم😂🤦🏻 ♀️
۲ ساعت پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
اینا سنشون بالغ شده خودشون هنوز بچن
۱۸ دقیقه پیشآیلار
0وای من هر روز با عشق میامم این رمانو بخونم😭🥹عالیه
۲ ساعت پیشهستی
0آیلار کامنت بیشتر بذارر🙂تا ۳۰برسه
۱ ساعت پیشآیلار
0باشه چیا بنویسم
۱ ساعت پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
منم هر روز با گریه می نویسم 😂
۱۸ دقیقه پیشهستی
0ولی شخصیت طلوع جالبه🤣این حجم از بی خیالی در همچین شرایطی کار هر کسی نیست🤣🤪پتانسیل بالایی میخواد
۲ ساعت پیشآیلار
0خاک تو سر پتانسلیش کنن😂😂
۱ ساعت پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
شایدم استرس که میگیره اینطوری میشه 🤔
۱۸ دقیقه پیشهستی
0فقط طلوع و سجاد🤣🤣🥱
۲ ساعت پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
😂
۲ ساعت پیشهستی
0طبیعیه که از خشایار خوشم اومده؟درحالی که در برخورد اولش بدم اومد🤣🙂
۲ ساعت پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
کاملا طبیعیه برخورد اولش زیاد جالب نبود
۲ ساعت پیشهستی
0واای،خیلی خوبن🤣🤣ترکیب این سه نفر فوق العادستت
۲ ساعت پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
ترکیب برنده
۲ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

آیلار
0از علی خبری نیست چرا؟! وسطاش مثل سوپرمن ظاهر میشه؟!